مقاله

انتشار نوشته و گرفتن بازخورد

انتشار نوشته و گرفتن بازخورد یکی از دغدغه‌های مهم در مسیر نویسندگی است که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم.

انتشار

برای یک نویسنده مرحله انتشار معمولا مرحله حساسی است، برای یک نویسنده‌ی نوقلم حساس‌تر. خواندن، نوشتن، خط زدن و دوباره نوشتن، کاغذ را مچاله به طرف سطل زباله پرت کردن، کمی دور اتاق قدم زدن و پس از آه بلندی دوباره پشت میز نشستن و کاغذ سفید ترسناک دیگری را به قلم آلودن، همه یک طرف، منتشر کردن و بی‌تاب و دل‌واپسِ نتیجه بودن یک طرف.

فارغ از تجربه و تعداد پیراهنی که در مسیر نویسندگی پاره شده، بستر انتشار نیز در فشاری که به نویسنده وارد می‌شود بی‌تاثیر نیست.

خودتان قضاوت کنید:

سُر دادن دو جمله‌ی حاصل از حس و حال نویسنده زیر باران، به استوری اینستاگرام با تاریخ انقضایی کم‌‌تر از تاریخ انقضای شیر پاستوریزه

گذاشتن متن جانداری در سایت شخصی با قابلیت دستکاری نوشته حتی پس از مرگ نویسنده توسط وراث (البته به شرط داشتن اطلاعات شخصی)

منتشر کردن جملات قصاری در کانال تلگرامی با چندین کیلو عضو با امکان حذف در کسری از ثانیه

انتشار کتاب کاغذی و پایان دخالت نویسنده در آن (حداقل تا قبل از تصمیم‌گیری برای نوبت چاپ بعدی)

اگر در ابتدای راه باشید، احتمالاً گزینه‌ی آخر مو را به تن شما هم سیخ می‌کند.

هرچه بستر انتشار جدی‌تر و میزان دسترسی برای اصلاح و بهبود کم‌تر باشد، مرحله‌ی انتشار با حساسیت بیشتری همراه است.

اما چرا؟

آنچه انتشار یک نوشته را دشوار می‌کند (فارغ از امکان یا عدم امکان دستکاری در آن) اتفاقی است که پس از انتشار می‌افتد. نویسنده از پساانتشاریسم می‌ترسد، از قضاوت شدن و از بازخوردی که از دیگران دریافت می‌کند.

 

بازخورد چیست؟

اولین بار این کلمه در صنعت الکترونیک و با بار معنایی منفی به کار رفت. اما کم‌کم وارد حوزه‌های گسترده‌تری شد و تعریف جامع‌تری پیدا کرد.

اگر یک سیستم باز با ورودی و خروجی معین را در نظر بگیریم، به بخشی از خروجی سیستم که روی ورودی آن اثر می‌گذارد بازخورد یا فیدبک می‌گویند که همانطور که از تعریف آن مشخص است می‌تواند مثبت و یا منفی باشد. به طور خلاصه:

ورودی: اثرات محیط روی سیستم

خروجی: اثرات سیستم روی محیط

فیدبک: بخشی از خروجی که روی ورودی اثر می‌گذارد.

بازخورد یا فیدبک

 

بازخورد در نویسندگی

اگر این مستطیلِ سیستم را فرآیند نوشتن و نویسنده شدن در نظر بگیریم هر تلاشی که در این راستا انجام می‌دهیم ورودی به این سیستم است. خواندن، نوشتن، تمرین کردن، تخیل کردن، صحبت کردن با دوستان نویسنده، مرور خاطرات، و حتی پیاده‌روی یا خوردن غذای مورد علاقه _اگر فرآیند نوشتن را یاری می‌کند_ همگی نقش ورودی را بازی می‌کنند.

خروجی سیستم را می‌توان نتیجه‌ی مقطعیِ کار دانست. چرا مقطعی؟ چون وقتی ما در یک مسیر یادگیری پا می‌گذاریم، به فراخور تلاش و این که در چه مرحله‌ای از رشد و کجای مسیر قرار داریم، خروجی و نتیجه دریافت می‌کنیم. برای یک نویسنده، نوشتن یک داستان مینیمال خوب در پست اینستاگرام، نوشتن یک کتاب الکترونیکی متوسط، نگارش یک مقاله‌ی ضعیف، و نوشتن یک رمان بی‌نظیر همگی نتیجه‌هایی هستند که در طول زمان از سیستم فرآیند نویسندگی به دست می‌آیند.

 

و اما بازخورد

دوباره به تعریف بازخورد برمی‌گردیم. بازخورد بخشی از خروجی است که روی ورودی ما اثر می‌گذارد.

انتشار یک داستان، جستار، مقاله، رمان، یادداشت یا هر نوع نوشته‌ی دیگری به معنای در معرض دید و نقد دیگران قرار دادن آن نوشته است و واکنش و نظراتی که به دنبال این انتشار می‌آیند بازخوردی است که نوشته‌های بعدی ما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. پس می‌تواند در روند رشد ما به‌شدت تاثیرگذار باشد.

 

انواع بازخورد

در حالت کلی می‌توان فیدبک یا بازخورد را به دو نوع مثبت و منفی تقسیم کرد. این مثبت و منفی بودن را تاثیری که ما به عنوان یک نویسنده می‌پذیریم تعیین می‌کند، نه ادبیات و افعال استفاده شده توسط بازخورددهنده. مثلاً تصور کنید اولین مجموعه داستان کوتاه خود را منتشر کرده و از در و دیوار بازخورد منفی دریافت کرده‌اید. چه می‌کنید؟ عطای نوشتن را به لقایش می‌بخشید یا یک گام به عقب برمی‌گردید و مصمم‌تر برای یادگیری و رشد تلاش می‌کنید؟

این سکه روی دیگری هم دارد؛ چاپ مقاله‌تان در مجله‌ی نام‌آشنایی همانا و سرازیر شدن لطف و بازخوردهای مثبت همانا. چه اتفاقی می‌افتد؟ این تعریف و تمجیدها می‌تواند عزم و اراده‌تان را برای ادامه‌ی مسیر محکم‌تر و استوارتر کند یا (از ترسِ اثر بعدی به این اندازه خوب نشدن) آغازِ پایان نویسندگی شما باشد.

در واقع این شما هستید که علامت واقعی فیدبک را تعیین می‌کنید: اگر از آن در جهت رشد خود سود می‌برید مثبت است و سازنده، وگر نه منفی و مخرب.

یک نکته مهم:

بازخورد فارغ از مثبت یا منفی بودن، نشانه دیده شدن است؛ مسئله‌ای که یک هنرمند و نویسنده به آن نیاز دارد. ما برای در و دیوار نمی‌نویسیم. پس بازخورد را _هرچه که هست_ به فال نیک بگیریم.

 

اعتبار بازخورد

کدام بازخورد معتبر است و به چه بازخوردی نباید اهمیت داد؟ برای پاسخ به این سوال باید به دو نکته‌ی مهم توجه کرد:

کسی که بازخورد می‌دهد

و مرحله‌ای که ما در آن قرار داریم

 

قوم بازخورددهنده را می‎توان به دو دسته‌ی کلی تقسیم کرد: مخاطب خاص و مخاطب عام

مخاطب خاص کسی است که آن را به‌عنوان یک متخصص در حرفه‌ی خود می‌پذیریم، کسی که بیشتر از ما می‌داند و در مسیر نویسندگی چند قدمی از ما جلوتر است. بازخورد او می‌تواند قابل‌اعتماد و قابل‌اتکا بوده و چراغی باشد برای روشن شدن راه پیش رو.

گروه بعدی مخاطب عام هستند. کسانی که احتمالا برای آن‌ها می‌نویسیم و میزان موفقیت‌مان را به تعداد آن‌ها گره می‌زنیم. همان‌ها که تیراژ کتاب‌ها و شناخته شدنمان را مدیونشان هستیم. بازخورد این افراد اگرچه به اندازه‌ی گروه اول تعیین‌کننده نیست اما مهم است.

این که به کدام بازخورد چقدر بها بدهیم به نکته‌ی دوم بستگی دارد:

یعنی مرحله‌ای که خودمان در آن قرار داریم.

اگر در ابتدای مسیر هستیم و در حال یادگیری الفبای نویسندگی (که این ابتدای مسیر ممکن است چندین سال هم به طول بینجامد) بازخورد معنایی ندارد. چرا که مخاطب خاص وقتِ پرداختن به نوشته‌های خام ما را ندارد. و ما هنوز جای خودمان را در نوشتن پیدا نکرده‌ایم که نظر مخاطب عام هم بتواند کمکی به ما بکند. پس در این مرحله تنها راه رشد، تلاش و تمرین و یادگیری و استمرار است.

دربارۀ بازخورد گرفتن برای نوشته‌ها

کمی که پیش رفتیم و به قول معروف کودک نوپای نوشتن‌مان که راه رفتن آموخت می‌توانیم نیم‌نگاهی به بازخوردها داشته باشیم.

در ادامه‌ی مسیر، بهره بردنِ هوشمندانه از بازخوردهای متخصصان و مخاطبان عام به ما کمک شایانی خواهد کرد، مشروط به اینکه توامان باشد. دل بستن به نظر مخاطب عام و دستِ‌کم گرفتن مخاطب خاص می‌تواند ما را به دام عوام‌پسندنویسی انداخته و از هدف خود و بالا بردن سطح نوشته‌ی خود دور کند. برخلاف تصور عده‌ای، نادیده گرفتن مخاطب عام نیز منجر به پیشرفت نخواهد شد.

رعایت این مرز باریک هنر نویسنده است.

 

بازخورد داخلی

اگر گمان می‌کنید که برای گرفتن بازخورد باید حتماً و فقط چشم امیدتان به دیگران باشد در اشتباه هستید. بازخورد فقط یک اتفاق بیرونی نیست.

نوع مهم دیگری از بازخورد، بازخورد داخلی است، بازخوردی که خودمان به نوشته‌های خودمان می‌دهیم. بله خودمان هم می‌توانیم به خودمان بازخورد بدهیم، البته مشروط به این‌که برای رسیدن به هدف مشخص در مسیر درستی در حال حرکت باشیم. پیشِ چشم داشتنِ نمونه‌های متقن و استوار، پیوسته در حال یادگیری بودن و مقایسه‌ی سطح امروز خود با دیروزمان، می‌تواند منجر به بازخوردی قابل اعتماد و مطمئن شود.

 

نکته پایانی

در پایان فراموش نکنید که بازخورد _از هر نوعش_ مرحله‌ی پس از انجامِ کار است. بازخورد زمانی وجود خواهد داشت و به رشد ما کمک خواهد کرد که قلم به دست گرفته و چیزی نوشته باشیم.

بازخورد گرفتن، دغدغه‌ی مناسبی برای ابتدای راه نیست، آنچه در ابتدا مهم است تمرکز و تلاش برای تبدیل ورودی به خروجی است. بازخورد را به زمان بلوغ و بالندگیِ نوشتن موکول کنیم.

برچسب ها

نوشته های مشابه

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
0 Comment authors
Recent comment authors
  Subscribe  
newest oldest most voted
Notify of
trackback

[…] انتشار نوشته و گرفتن بازخورد […]

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن