مقاله

با این دزد حرفه‌ای زمان چه کنیم؟

اهمال‌کاری و راه‌های غلبه بر آن

با خودت قرار گذاشته بودی آخر هفته فکری به حال دندانی که مدت‌هاست خراب شده بکنی، اما فیلم خوبی هم روی پرده‌ی سینماست که بد نیست آن را ببینی.  

تصمیم داشتی از امروز برای ورزش به باشگاه بروی، اما دوستی تو را به پرسه‌زنی در خیابان و امتحان فلان غذا در بهمان رستوران دعوت کرده‌است.

باید تکالیفت را انجام بدهی، اما این قسمت از سریال ارزش دو بار دیدن را دارد.

می‌خواهی کتاب مورد علاقه‌ات را مطالعه کنی، اما اخبار جدیدی در گروه تلگرام دوستان باصفا و باوفا! در جریان است که بد نیست فعلاً آن را دنبال کنی.

باید پروژه‌ات را هرچه زودتر تحویل بدهی، اما پست‎های اینستاگرامِ دوستانت، منتظر لایک تو هستند.

باید برای خرید نان بیرون بروی، اما فعلاً در حالِ خواندن این متن هستی.

اگر همیشه انجام دادن کارهای دوم را به اولی ترجیح می‌دهید، یا به بیان دیگر، انجام کارهای اول را به بهانه‌ی کارهای دوم به تعویق می‌اندازید، شما هم دچار بیماری صعب‌العلاج اهمال‌کاری هستید. محمدرضا شعبانعلی در متمم اهمال‌کاری را این‌گونه تعریف می‌کند:

 

“اولویت قرار دادن کارهایی که لذت انجام‌شان بیشتر یا رنج انجام دادنشان کم‌تر است؛ مستقل از اهمیت و ضرورت آن‌ها.”

 

پس نه این‌که الزاماً گزینه­‌های دوم انتخاب‌های بد و یا اشتباهی باشند، فقط ضرورت و اولویت کم‌تری دارند. همان‌طور که رولف دوبلی نیز معتقد است:

 

اهمال‌کاری می‌تواند ناشی از عوامل درونی و یا بیرونی باشد که در ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت.

عوامل درونی

عوامل درونی‌ای که منجر به اهمال‌کاری می‌شوند یا ریشه در ویژگی‌های شخصیتی ما دارند و یا ناشی از فقدان برخی از مهارت‌های لازم در زندگی هستند. از این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

1. نداشتن هدف مشخص

اهمال‌کاری _ همان‌طور که از تعریفش برمی‌آید_ به صورتی جدی با اولویت‌بندی گره خورده و اولویت‌بندی نیز بدون داشتن هدف بی‌معناست. گوش کردن به یک موسیقی برای یک نوازنده‌ی تازه‌کار می‌تواند اولویت باشد، حال آن‌که برای یک مهندس عمران نیست. پس برای این‌که بدانیم چه کاری ضروری‌تر است اول باید بدانیم چرا؟

 

2. نداشتن برنامه‌ریزی

این‌که می‌خواهی فلان رشته در فلان دانشگاه قبول شوی ممکن است نتواند تو را ساعت پنج صبح از رختخواب بیرون بکشد. واقعیت این است که مقاومت در برابر انجام کارهای لذت‌بخش‌تر، سخت‌تر از آن است که هدف بتواند به تنهایی از پس آن بربیاید. و این‌جاست که اهمیت برنامه‌ریزی مشخص می‌شود. یکی از کارهایی که برنامه‌ریزی انجام می‌دهد، تعیین اولویت‌ها و یادآوری آن به ماست.

 

3. عادات غلط

اگر بتوانیم عادتِ تا نیمه‌شب در فضای مجازی چرخیدن و یا روشن‌کردن تلویزیون (یا چک‌کردن پیام‌ها و ایمیل‌ها) بلافاصله پس از بیدار شدن را تغییر دهیم، احتمالاً به کارهای ضروری‌تر مثل ورزش صبحگاهی و یا مطالعه می‌رسیم.

 

4. راحت‌طلبی و لذت‌جویی

همان‌طور که در تعریف اهمال‌کاری گفته شد، ما گاهاً ترجیح می‌دهیم کارهایی با لذت بیشتر را زودتر انجام دهیم. و این لذت‌جویی شاید ناشی از عدم آینده‌نگری ماست. تماشا کردن فوتبال در شب امتحان از درس خواندن لذت‌بخش‌تر است، اما اگر تبعات درس نخواندن مثل نمره کافی نیاوردن، افت معدل، به مشکل برخوردن برای انتخاب واحد ترم جدید و … را در نظر بگیریم، شاید قیدِ تماشای فوتبال را راحت‌تر بزنیم.

 

5. عدم تصمیم‌گیری

تصمیم‌گیری یک مهارت است که باید آن را فرا گرفت. اگر انتخاب‌کردن بین دو یا چند گزینه برای‌مان دشوار باشد، ممکن است در نهایت تصمیم بگیریم که تصمیمی نگیریم! گاهی دلیل این‌که فرد ورزش نمی‌کند تنبلی نیست، فقط نمی‌تواند بین شنا، فوتبال و بدمینتون یکی را انتخاب کند.

 

6. احساس خودکم‌بینی

این احساس به هر علّتی که در ما ایجاد شده‌باشد باعث می‌شود تا به دلیل تردید در توانمندی‌های خود، جرات انجام کارهای مهم‌تر و بزرگ‌تر را نداشته باشیم و خودمان را با کارهای کوچک‌تر سرگرم کنیم.

 

7. کمال‌گرایی

اهمال‌کاری گاهی هم ریشه در کمال‌گرایی دارد. میل به کامل و بی‌عیب و نقص انجام دادن کارها باعث می‌شود که انجام‌شان را به یک روز نامعلوم در آینده محول کرده و تن به کارهای کم اهمیت‌تر بدهیم. ترس از خطا‌کردن و یا شکست خوردن نیز موجب اهمال‌کاری در افراد کمال‌گرا خواهد شد. ست گادین معتقد است:

 

8. ترس از پیروزی

شاید کمی عجیب به نظر برسد، اما گاهی ترس از پیروزی و موفقیت نیز باعث تعلّل در کارها می‌شود. آنچه این افراد اهمال‌کار را می‌ترساند خودِ پیروزی نیست، بلکه نتایج حاصل از آن است. آن‌ها اغلب از مسئولیت‌های بزرگ‌تر در مراحل بعدی و شرایط جدید که می‌توانند منجر به شکستی بزرگ‌تر شوند می‌ترسند. شاید ترس از پیروزی را بتوان ترکیبی از ترس از شکست و احساس خودکم‌بینی دانست.

 

9. عدم تونایی «نه گفتن»

گاهی به اهمیت کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم واقفیم، برای آن برنامه‌ریزی کرده‌ایم، آدم تنبلی هم نیستیم، اما نمی‌توانیم به دوستی که درست در زمان انجام کارمان، پیشنهاد بیرون رفتن می‌دهد، «نه» بگوییم.

 

10. مسئولیت‌پذیر نبودن

اگر برای انجام کاری که به عهده گرفته‌ایم احساس مسئولیت نکنیم، کارهای لذت‌بخش‌تر را ترجیح داده و مدام آن مسئولیت را عقب می‌اندازیم.

 

عوامل بیرونی

با اینکه عوامل درونی نقش بسزایی در اهمال‌کاری دارند، اما از تاثیر عوامل بیرونی و محیطی نیز نمی‌توان چشم‌پوشی کرد:

 

1. نارضایتی از وضع موجود

وقتی در اداره‌ای کار می‌کنی که بی‌عدالتی بیداد می‌کند و تو به اندازه‌ی کاری که می‌کنی احترام و یا پاداش دریافت نمی‌کنی، کم‌کم انگیزه‌ات را از دست داده و ناخودآگاه اولویت‌هایت تغییر می‌کنند.

 

2. علاقه‌نداشتن به کار

یکی از مهم‌ترین دلایلی که ما را به انجام کاری سوق می‌دهد، دوست‌داشتن آن است. پس اگر همیشه از انجام کارِ مشخصی طفره می‌رویم شاید به این دلیل است که با علاقه‌ی ما سازگاری ندارد. اگر مدت‌هاست که رفتن به کلاس نقاشی را به بهانه‌های مختلف عقب می‌اندازید، کمی به قلم‌مو و بوی رنگ فکر کنید! شاید شما از دیدن یک نقاشی زیبا لذت می‌برید اما این دلیلِ علاقه‌مندی شما به کشیدنِ نقاشی نیست.

 

3. بزرگ‌بودن و یا پیچیدگی کار

اگر کاری که قرار است انجام دهیم، فاصله‌ی زیادی با سطح توانایی‌های ما داشته باشد و یا نتوانیم از پس حل پیچیدگی‌های آن بربیاییم، طبیعی است که کارهای راحت‌تر و مطمئن‌تر را ترجیح بدهیم.

 

4. عدم شفافیت

گاهی از انجام کاری طفره می‌رویم و آن را به تعویق می‌اندازیم چون نمی‌دانیم دقیقاً چیست و چه باید بکنیم. ما نمی‌توانیم پروژه‌ای را به پایان برسانیم که نمی‌دانیم دقیقاً چه چیزی از ما می‌خواهد.

 

5. سبک‌های غلط فرزندپروری والدین

روانشناسان معتقدند برخی از سبک‌های فرزندپروری والدین مانند بسیار منتقد بودن، سخت گرفتن، مستبد بودن، داشتن انتظارات بیش از حد و تعیین اهداف غیر‌واقعی برای کودک، می‌تواند منجر به اهمال‌کاری فرزند در بزرگسالی شود. چرا که کودکانی که با این سبک‌ها تربیت می‌شوند اغلب اضطراب و بی‌ارزشی را تجربه می‌کنند و این باعث می‌شود در آینده در مواجهه با اموری که ارزش و توانمندی‌های‌شان را تعیین می‌کند، همان احساسات را دوباره تجربه کرده و دچار اهمال‌کاری شوند.

 

6. اطرافیان

نمی‌توان از تاثیر دوستان، همکاران و خانواده صرف‌نظر کرد. اگر اطرافیانت همیشه کار امروز را به فردا می‌اندازند، کم‌کم این احساس در تو نیز به وجود می‌آید که عجله‌ای برای انجام کارها نیست.

 

7. فراهم‌نبودن شرایط

اگر برای انجام کاری به امکانات خاصی نیاز باشد، فقدان این امکانات می‌تواند منجر به اهمال‌کاری شود. تصور کنید به دلیل خرابیِ لپ‌تاپ‌تان، برای انجام پروژه‌ای مجبورید به کافی‌نت بروید. در این شرایط ممکن است ناخواسته این کار را عقب بیندازید.

 

8. وجود عوامل سرگرم‌کننده

احتمال این‌که بتوانید علی‌رغم داشتن 128 نوع بازی جذاب روی موبایل‌تان، به کاری جدی و خشک بپردازید کم‌تر از وقتی است که این عامل وجود نداشته باشد. همیشه نمی‌توان روی اراده حساب کرد. گاهی باید عواملی را که منجر به اهمال‌کاری می‌شوند، حذف و یا کنترل کنیم.

 

حال چه باید کرد؟

توجه داشته باشید که اولین قدم برای غلبه بر اهمال‌کاری  _مثل حل هر مشکل دیگری_  روراست بودن با خود و پذیرفتن آن است. اگر قبول نداشته باشیم که فردی اهمال‌کار هستیم، چه چیزی را قرار است اصلاح کنیم؟

قدم دوم، یافتن دلیل اهمال‌کاری است. بسته به این‌که چرا ما انجامِ کاری را به تعویق می‌اندازیم، راهکارهای متفاوتی وجود دارد. ممکن است یک و یا چند مورد از دلایلِ بالا علت اهمال‌کاری ما باشند که در آن صورت باید چند راه‌حل را به کار بگیریم.

در بین دلایل نوشته شده نیز باید اولویت‌بندی کنیم. به نظر می‌رسد کمال‌گرایی، ترس از شکست و پیروزی، تنبلی، عدم توانایی «نه گفتن»، خودکم‌بینی، اضطراب­‌های دوران کودکی و عدم مسئولیت‌پذیری از اولویت بالاتری برخوردار باشند. اگر نمی‌توانیم «نه» بگوییم و در برنامه‌ریزی کردن هم مشکل داریم ابتدا باید مهارت «نه گفتن» را در خود تقویت کنیم. چون بهترین برنامه‌ریزی‌ها هم با پیشنهادی وسوسه‌انگیز نقش‌بر‌آب خواهد شد.

(به برخی از این موارد در مقاله‌های بعدی به طور مفصل خواهم پرداخت. درباره‌ی برخی نیز _چنان‌چه حاد نباشند_ با یک جستجوی ساده می‌توان تمرین‌ها و راهکارهای مختلف را یافت و چنان‌چه حاد باشند بهتر است از یک متخصص و روان‌شناس کمک گرفت.)

در ادامه به ارائه‌ی راهکارهایی برای دلایلِ عمومی‌تر می‌پردازیم.

 

1. هدف‌گذاری

یکی از روش‌های خوب هدف‌گذاری، روش اسمارت (SMART) است. کلمه­‌ای که در واقع هر حرف آن یک اصل مهم را به ما یادآوری می‌کند.

طبق این روش، هدف ما باید مشخص، قابل اندازه‌گیری، دست‌یافتنی، واقع‌گرایانه یا مرتبط و با تعیین یک محدودیت زمانی باشد. لحاظ نکردنِ هر کدام از این موارد در هدف‌گذاری، می‌تواند زمینه‌ی اهمال‌کاری ما را فراهم کند. «می‌خواهم وزن کم کنم» یک هدف‌گذاری اسمارت نیست، به جای آن باید بگوییم «می‌خواهم در مدت 4 ماه دوازده کیلوگرم وزن کم کنم» که علاوه بر مشخص بودن هدف و تعیین زمانِ آن، بلندپروازانه نبوده و قابل‌دستیابی نیز هست.

 

2. برنامه‌ریزی

با برنامه‌ریزی اهداف خود را کوچک‌تر و اولویت‌هایمان را پررنگ می‌کنیم و این، احتمال اهمال‌کاری را کاهش می‌دهد. در مثال بالا باید در هر ماه سه کیلوگرم وزن کم کنیم پس لازم است ساعات مشخصی را به پیاده‌روی و یا ورزش کردن در باشگاه اختصاص داده و تغییراتی نیز در رژیم‌غذایی خود ایجاد کنیم.

برای برنامه‌ریزی روش‌های مختلفی ارائه شده که می‌توان با مطالعه و امتحان کردن آن‌ها، روشی را که برای ما بیش‌ترین بازدهی را دارد انتخاب کنیم. اما شاید پیشنهادات زیر برایتان مفید باشد:

  • به ذهنتان اعتماد نکنید.ئبرنامه‌تان را مکتوب کرده و آن را جلوی چشمانتان قرار دهید.
  • لیستی از کارهایی که به آن‌ها علاقه ندارید، اما به هر دلیلی مجبور به انجام‌شان هستید، تهیه کنید و زمانی که قرار است طبق برنامه‌ریزی‌تان یکی از آن‌ها را انجام بدهید، اما به هر دلیلی از آن طفره می‌روید به خودتان این فرصت را بدهید تا از فهرستی که تهیه کرده‌اید یک کار دیگر را جایگزین کنید. شاید الان حس مطالعه کردن نداشته باشید، درعوض می‌توانید لباس‌هایتان را اتو کنید. با این کار گرچه آن‌چه که باید را انجام نداده‌اید اما حداقل یک کار دیگر را که از آن طفره می‌رفتید به انجام رسانده‌اید.
  • برای خودتان قانونی به نام پنج و یا ده دقیقه تعیین کنید و طبق آن خودتان را ملزم کنید که روی کاری که از آن طفره می‌روید فقط پنج و یا ده دقیقه در روز زمان بگذارید. گاهی وقتی شروع به انجام آن کار می‌کنید بیش‌تر هم پیش خواهید رفت. این عالی است. اما در غیر این صورت نیز، شما در طول یک ماه حداقل دو ساعت‌و‌نیم برای آن کار زمان صرف کرده‌اید که هم کمی از آن کار را پیش برده‌اید و هم قدمی برای مقابله با اهمال‌کاری‌تان برداشته‌اید.
  • «بولت ژورنال» یک دفتر برنامه‌ریزی همه­‌جانبه و کامل است که شما آن را با توجه به اهداف و شرایط خودتان طراحی می‌کنید. اگر با آن آشنا نیستید، ارزشش را دارد که جستجوی کوچکی بکنید.
  • سعی کنید برنامه‌ریزیِ هر روز را شب‌ِ قبل انجام دهید، تا هم صبح بدون معطلی کارتان را شروع کنید و هم این فرصت را به ناخودآگاهِ ذهنتان داده باشید که در زمانِ خواب، کارهایی را پیش ببرد!

 

3. ایجاد و یا تغییر عادت

تصور کنید که انجام ورزش صبحگاهی برایتان مثل مسواک زدن و یا چک کردن اینستاگرام بی‌دردسر، راحت و از روی عادت باشد، آن وقت احتمالاً دیگر آن را به شنبه و یا اول ماه موکول نمی‌کنید.

زندگی ما پر از عادات ریز و درشتی است که آن‌قدر طبیعی به روزمرگی ما چسبیده‌اند که متوجه وصله‌بودنشان نمی‌شویم. عادت‌هایی که چون ناآگاهانه و بدون صرفِ انرژی زیادِ مغز انجام می‌شوند، از اهمیت‌شان غافلیم. شاید این جمله از ناپلئون هیل بتواند اهمیت عادت‌ها را به ما یادآوری کند:

 

یکی از بخش‌­های بولت ژورنال «هبیت ترکر» است. هبیت ترکر با پیگیریِ کارهایی که می‌خواهیم تبدیل به عادت شوند، ایجاد یک عادت را برایمان سهل‌تر می‌کنند.

تغییر عادات بد و ایجاد عادات خوب تاثیر قابل توجهی بر درمان اهمال‌کاری دارد. در کتاب تغییر عادت تغییر زندگی، علاوه بر پرداختن به مکانیسم عادت، راهکارهایی کوچک و کاربردی ارائه شده که مطالعه‌ی آن می‌تواند مفید باشد.

 

4. تعیین تنبیه و پاداش

این روش که همه‌ی ما از کودکی با آن آشنایی داریم نیز می‌تواند موثر باشد. وقتی بدانیم که در صورتِ اتمامِ کاری تا وقت معین، می‌توانیم یک ساعتی سراغ بازی‌های موبایل‌مان برویم و در غیر این صورت، مجبوریم اسکناسی را به آتش بکشیم و یا خود را از تفریح دلچسبی محروم کنیم، احتمالاً زورمان راحت‌تر به اهمال کاری خواهد رسید.

 

5. تصمیم‌گیری

برای تقویت این مهارت تکنیک‌های متفاوتی وجود دارد. یکی از این تکنیک‌ها جدول تی (T) است که بر پایه‌ی تحلیل سود و زیان یا هزینه- فایده تعریف می‌شود. ماتریس تصمیم‌گیری و یا جدول تصمیم‌های وزن‌دار نیز تکنیک کارآمد دیگری است که در واقع نوعِ هوشمند تحلیل سود و زیان است. ارزیابی اهمیت تصمیم، تحقیق، مشورت و محدود کردن انتخاب‌ها نیز می‌تواند در این زمینه به ما کمک کند.

 

6. فراهم کردن شرایط

اگر تصمیم گرفته‌اید صبح به کوه بروید، بهتر است همه‌ی وسایل را از شب قبل آماده کرده باشید. چون اگر مجبور باشید صبح زود دنبال لباس‌تان بگردید، عصای کوهنوردی‌تان را از انباری بیرون بیاورید و دستی هم به کفش‌های‌تان بکشید، به احتمال زیاد کوه را رها کرده و رختخواب را به آغوش می‌کشید. شرایط و مقدمات کاری که می‌خواهید انجام بدهید را فراهم کنید.

 

7. اطرافیان

از آن‌جایی که این بیماری به شدت مسری است، باید مراقب اثرِ اطرافیان روی خود باشیم. به‌خصوص کسانی که وقت‌مان را کم‌و‌بیش کنارشان می‌گذرانیم. همان‌ها که به تعبیر «جیم ران» قرار است شخصیت‌مان میانگینِ شخصیت پنج نفرشان باشد. اگر نمی‌توانیم افراد اهمال‌کارِ اطرافمان را تغییر دهیم، حداقل از سرایت بیماری‌شان جلوگیری کنیم.

 

یک نکته‌ی جالب: مغز هم بی تقصیر نیست!

می‌توانیم با خیال راحت کمی از تقصیر اهمال‌کاری را نیز به گردن مغزمان بیندازیم. سیستم مغز ما برای بقا طراحی شده و به همین دلیل علاقه‌ای به انجام کارهای سخت ندارد و این خود می‌تواند منجر به اهمال‌کاری شود.

مل رابینز در کتابی با عنوان «قانون پنج ثانیه» راهکار جالبی برای این مشکل ارائه کرده است. قانون پنج ثانیه به ما می‌گوید:

 

هر گاه خواستید کاری را انجام دهید،
از پنج تا یک بشمارید و بعد سریع دست‌به‌کار شوید تا آن کار را انجام دهید.

 

با این شمارشِ معکوسِ کوتاه، ما این فرصت را از مغزمان می‌گیریم که بخواهد متقاعدمان کند به هر دلیلی بعدا به آن کار بپردازیم. قانون ساده پنج ثانیه فاصله‌ی بین ایده و عمل را کوتاه و بهانه‌تراشی را متوقف می‌کند. می‌توانید صحبت‌های نویسنده‌ی کتاب را در ویدئو زیر ببینید.

 

 

و اما حرف آخر

ما در زندگی‌مان منابعی در اختیار داریم که همگی محدود هستند، اما شاید زمان، مهم‌ترین و محدودترین منبع در دسترس ما باشد، حیف است آن را با اهمال‌کاری از دست بدهیم.

بهترین زمان برای انجام کاری که مدت‌هاست به تعویق انداخته‌اید،درست پس از پایان همین جمله است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

4
دیدگاه بگذارید

avatar
2 Comment threads
2 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
3 Comment authors
محدثه حاجعلیnegahedobareکاوه کارگر Recent comment authors
  Subscribe  
newest oldest most voted
Notify of
کاوه کارگر
Guest

مقاله زیبای شما رو خوندم،
به خوبی و بجا مفهوم هدف گذاری اسمارت رو بیان کردید
به نظر من در بین تمامی دلیل ها همون طور که لابه لای جمله های متن شما می شد دید ،
چرایی انجام کارهاست،
ما عادت هامون رو تغییر نمی دیم چون دلیل قاطع و قوی برای تغییرشون نداریم،
و بحث تغییر عادت هست نه ترک اونها، این جوری مغز ما هم راحت تر باهاش کنار می یاد ،

محدثه حاجعلی
Guest

زهرا جان فارغ از مطلب مفید و کاربردی که خوب نوشته بودی ، گذاشتن فیلم برام خیلی جالب بود و مفید..

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن