مقاله

بی‌نهایت منهای یک

ضرورت اولویت‌بندی

دوست دارم حداقل به هشت زبان زنده‌ی دنیا مسلط باشم،

ورزش‌های والیبال، شنا، تنیس و اسب‌دوانی را حرفه‌ای دنبال کنم،

همه‌ی کتاب‌های کلاسیک را بخوانم،

در پخت انواع کیک‌های خوشمزه استاد باشم،

به تک‌تک شهرها و روستاهای کشورم سفر کنم و با فرهنگ‌های متفاوتِ مردمان آن آشنا شوم،

به قدر کفایت درباره‌ی نجوم، ستاره‌ها، کهکشان‌ها و سیاه‌چاله‌ها بدانم،

در چند دوره‌ی خوب مستندسازی شرکت کنم و چندین مستند شاخص بسازم،

دستی هم در نواختن پیانو داشته باشم،

و …

می‌توانم به اندازه‌ی مجموعه‌ی شانزده جلدی لغت‌نامه‌ی دهخدا، از کارهایی که دوست دارم انجام دهم بنویسم، شما شاید حتی تواناتر بوده و بیشتر بنویسید.

عالی است. هرچه بیشتر بخواهیم، احتمالاً بیشتر تلاش می‌کنیم و بیشتر می‌رسیم، اما یک حقیقت تلخ وجود دارد که نباید آن را فراموش کرد:

ما تا ابد فرصت نداریم، زمان محدود است.

و ما در زندگی یا به تعبیر دکتر بابایی‌زاد در این “چند دهه‌ی زیستی سریع تمام‌شونده”، راهی جز انتخاب، آن‌هم به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکنش نداریم.

 

چرا بی‌رحمانه؟

کم‌تر کسی است که این روزها راجع به انتخاب، تصمیم‌گیری و اولویت‌بندی مطالبی نخوانده و یا نشنیده باشد، اما چقدر به اهمیت آن واقفیم؟ برای درک بهتر عمق این اهمیت می‌توان اینگونه به انتخاب کردن نگاه کرد:

انتخاب کردنِ یک گزینه و بله گفتن به آن، به معنای رد کردن و نه گفتن به «بی‌نهایت منهای یک» گزینه‌ی دیگر است.

با این اوصاف، زمانی که به بی‌هدفْ بالا و پایین کردن پست‌های اینستاگرام بله می‌گوییم، در واقع به کتاب خواندن، ورزش کردن، خوابیدن، فیلم دیدن، گپ زدن با یک دوست، آموزش دیدن و هزاران هزار گزینه‌ی دیگر نَه گفته‌ایم.

چنین دیدگاهی نسبت به انتخاب‌هایمان، می‌تواند زندگی ما را زیرورو کند.

 

چه باید کرد؟

محدودیت منابع به طور عام و زمان به طور خاص، ما را وادار می‌کند تا معیاری برای انتخاب‌های خود داشته باشیم. معیاری که با تعیین میزان اهمیت هر کار، ترتیب و جای درست آن کار را مشخص کند. این خط‌کش همان اولولیت‌بندی است.

 

انواع اولویت‌بندی

ما در زمان انتخاب رشته به خوبی با مفهوم این واژه آشنا شده‌ایم، وقتی که قرار بود طوری انتخاب‌ها را بچینیم که هر رشته، بهترینِ بعد از خودش باشد.

ما احتمالاً اولویت‌بندی را در انتخاب همسر و شغل نیز تجربه کرده‌ایم. مسائلی که همگی به اهمیتِ تاثیر آن‌ها آگاهیم و شاید دلیل وجود این همه مشاور و راهنما هم همین باشد.

اما اولویت‌بندی‌های کوچک، حیاتی و به ظاهر بی‌اهمیت هم هستند که لحظه‌لحظه‌ی زندگیمان را تشکیل می‌دهند، همان‌هایی که به دلیل سرعت آهسته‌ی تاثیرگذاری‌شان، معمولاً از آن‌ها غافلیم، همان انتخاب‌های روزمره‌مان که بدون کمک مشاور هم از پسشان برمی‌آییم.

 

چگونه اولویت‌بندی کنیم؟

تعیین هدف

فرقی نمی‌کند می‌خواهیم به یک مصاحبه‌ی استخدام شغلی برویم، کتابی بخوانیم و یا کیکی را از قفسه‌ی یک فروشگاه برداریم، فارغ از کوچک و یا بزرگ بودنِ موضوع، همیشه داشتنِ هدف راهگشاست. طبیعتاً بسته به اینکه به دنبال لذت‌بردن هستیم، یا کم‌کردنِ وزن در برنامه‌مان باشد، کیکی که برمی‌داریم متفاوت خواهد بود.

فراموش نکنیم که همین هدف است که ترتیب اولویت‌های من و شما را متفاوت می‌کند. مثلاً تماشای فیلم برای یک مهندس شاید در آخرین جایگاه لیست اولویت‌هایش باشد، در حالی که برای کسی که در حوزه‌ی نقد فعالیت دارد، جزو دو سه تا اولویت برتر است. پس الویت‌بندی بسته به اهداف و ویژگی‌های ما کاملاً شخصی است.

 

تهیه‌ی لیستی از کارها

پس از تعیین هدف و روراست بودن با خود، باید لیستی از کارهایی را که اولاً در راستای اهدافمان هستند و ثانیاً مورد علاقه‌مان هستند فراهم کرده و به آن‌ها امتیاز بدهیم.

برای مشخص کردن ترتیب کارهایی که باید انجام دهیم ابزارهای متفاوتی وجود دارد که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنم:

 

ماتریس آیزنهاور

برای اولویت‌بندی کارها در این ماتریس، باید هر فعالیتی را از دو جهت بررسی کرد:

  • میزان اهمیت کار
  • میزان فوریت کار

هر کار و فعالیتی را می‌توان در یکی از این چهار دسته قرار داد:

تکلیف دو دسته‌ی کارهای “مهم و فوری” و کارهای “غیرفوری و کم‌اهمیت” که مشخص است. دسته‌ی اول را باید سریعاً انجام داد و دیگری را باید از برنامه حذف کرد.

کارهای فوری و کم اهمیت را نیز گاهی با گفتن یک “نه” و گاهی با تفویض به دیگران می‌توان از برنامه حذف کرد.

اما برای دسته‌ی آخر، یعنی کارهای مهم و غیرفوری باید برنامه‌ریزی کرد. برخی حتی معتقدند آنچه که تمایز ایجاد می‌کند همین گروه از کارها هستند. ویدئو زیر را ببینید:

 

تحلیل پارتو

این ابزار از همان اصل پارتو که به قانون ۸۰ / ۲۰ نیز معروف است استفاده می‌کند. اصلی که می‌گوید در بسیاری از موقعیت‌ها، 80% از نتایج و رخداد‌ها تنها توسط 20% از دلایل و سبب‌ها رخ می‌دهند. در این روش، اولویت‌بندی طبق اهمیت کارها انجام می‌شود و ما باید بیست درصد از کارهایی را که تاثیر و اهمیت بیشتری برای رسیدن به موفقیت دارند، شناسایی کرده و به صورت متمرکزتری به آن‌ها بپردازیم.

کمال‌طلبی را کنار بگذارید

اگر کمال‌طلبی، دایره‌ی اهداف و رویاهای‌مان را زیادی گسترده کرده، باید این حقیقت را بپذیریم که برای رسیدن به تمام و کمالِ هر آنچه که می‌خواهیم، زمان نداریم. پس گاهی باید قید کم‌اهمیت‌ترها را زد و گاهی نیز به کمی کمتر از صد رضایت داد.

در مقاله‌ی دوستی خاله‌خرسه به کمال‌طلبی و راهکارهایی برای کنار گذاشتن آن اشاره شده‌است.

یادآوری

چرا گاهی با وجودِ داشتنِ هدف و مشخص‌بودنِ اولویت‌ها باز هم از مسیر خود منحرف و یا حتی خارج می‌شویم؟

چون ذهن ما، آنقدرها هم که فکر می‌کنیم، قابل‌اعتماد نبوده و دانستنِ این که چه می‌خواهیم و چه باید بکنیم کافی نیست. پس برای طی کردنِ راه تا رسیدن به نتیجه، به چیزی بیش از هدف و اولویت نیازمندیم. این‌ها نقطه‌ی شروع حرکت هستند. نقش یادآوری در طول مسیر را نمی‌توان انکار کرد.

نوشتن

نوشتن را دستِ‌کم نگیریم. قلم و کاغذ معجزه می‌کند. اهداف و اولویت‌هایمان باید همیشه مقابل چشمان‌مان باشند. یادآوری، به اندازه‌ی یادگیری ضروری است و نوشتن شاید مهم‌ترین راه یادآوری باشد.

هنری کلاوسر در کتاب «بنویس تا اتفاق بیفتد» این‌گونه از «نوشتن» می‌گوید:

زمانی که اهداف‌تان را می‌نویسید، از مغزتان انواع مطالب جدید، عقاید انرژی‌زا و طرح‌های مختلف تراوش خواهد کرد. این‌ها خبرهای خوبی هستند، اما اگر آنها را ضبط یا مرور نکنید، بهترین نقشه‌ها و طرح‌های شما به دست فراموشی سپرده خواهند شد.

 

برنامه‌ریزی

بعد از مشخص شدنِ ترتیبِ کارهایی که باید انجام بدهیم، نوبت برنامه‌ریزی روی کاغذ است. برای برنامه‌ریزی روش‌ها و ابزارهای متفاوتی مانند بولت ژورنال و هبیت‌ترکر وجود دارد که با صرف کمی وقت برای مطالعه، می‌توان آن‌ها را امتحان و روش مورد علاقه‌ی خودمان را پیدا کنیم.

حُسن برنامه‌ریزی روی کاغذ، امکانِ پیگیری و ارزیابیِ آن است. وقتی در پایان ماه، چشم‌مان به ستونِ آخرِ هبیت‌ترکر و مثلاً 104 صفحه مطالعه، 8 ساعت ورزش و 58 ساعت استفاده از گوشی می‌افتد، می‌فهمیم زمان را چگونه سپری کرده‌ایم و چه تغییراتی را باید اعمال کنیم.

برای اصلاح و بهبود برنامه نیز می‌توان از تشویق‌ها و تنبیه‌های خودخواسته استفاده کرد.

نگاه بلندمدت

بلندمدت فکر کردن را تمرین کنیم. موفقیت‌های بزرگ از آنِ کسانی است که از لذت‌های لحظه‌ای دست کشیده‌اند. شاید قبول شدنِ رشته‌ی مورد علاقه‌مان در بهترین دانشگاه کشور، مستلزم یکی دو سالی، کم‌تر خوابیدن و کم‌تر تفریح کردن باشد.

 

آگاه و هشیار بودن

با وجود تمام راهکارهایی که گفته شد باز هم گاهی در مقابل وسوسه‌ها کم می‌آوریم.

در چنین شرایطی شاید بهترین راه‌حل، آگاه بودن در لحظه و نهیب زدن به خود با پرسیدنِ مدامِ سوال‌هایی کلیدی از قبیل «آیا این کار واقعاً ضروری است؟»، «آیا این کار در راستای هدفم هست؟» «آیا این بهترین کاری است که در این زمان می‌توانم انجام دهم؟» و … باشد.

حرف آخر

در جهان گسترده و متنوع امروزی جز با اولویت‌بندی نمی‌توان به هدف رسید. و اولویت به معنای انجام کارهای درست به جای کارهای غلط نیست.

اولویت یعنی انتخاب بین بهترین‌ها و درک این حقیقت که زمان آن‌قدر محدود است که ما باید الک دستمان بگیریم و بین خوب‌ها هم انتخاب کنیم.

حواسمان باشد قطر روزنه‌های این الک را علایق، استعدادها، موقعیت و شرایط ما تعیین می‌کنند که الزاماً ثابت نیستند. پس بد نیست گاهی برگردیم و نگاهی به الکی که دست‌مان گرفته‌ایم بیندازیم، شاید تغییراتی لازم باشد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

12
دیدگاه بگذارید

avatar
6 Comment threads
6 Thread replies
1 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
7 Comment authors
لیلا راهپیمامجید نعیم‌یاوریکاوه کارگرزینب تقانیnegahedobare Recent comment authors
  Subscribe  
newest oldest most voted
Notify of
پوریا جامعی
Guest

مطلب خیلی مناسب و ضروری‌ای رو داری بیان می‌کنی زهرا جان.اصلا نمیشه اهمیت انتخاب و اولویت‌بندی رو کتمان کرد.مشتاقم ادامه‌ی مطلبت رو بخونم.موفق باشی.

حدیث خداداد
Guest
حدیث خداداد

سلام زهرا جان عالیه مشتاقم بخونم و منو یاد لیست ترجیحات شخصی و الویت بندی آقای کلانتری انداخت.موفق باشی.

زینب تقانی
Guest

دغدغه هایی که همه گرفتارش هستیم، اولویت بندی
مشتاقم ادامه ی این مقاله رو بخونم

کاوه کارگر
Guest

از نظر من باید دید که تو همه این زمینه ها می خوای متخصص بشی یا فقط می خوای یه تجربه ای داشته باشی؟؟
توی این زمینه ها می خوای نفر اول بشی،
دغدغه پول درآوردن ازشون رو داری؟؟
یا دیدت به اونا تفریحیه؟؟
و خیلی سوالای دیگه…

مجید نعیم‌یاوری
Guest

سپاس خانم شجاعی بزرگوار از نوشتن درباره هدف‌گذاری و اولویت‌بندی و محدویت انتخاب. از همین شروع مشخص است که مقاله‌ای جذاب و کاربردی خواهد بود. موفق باشید

لیلا راهپیما
Guest

خانم شجاعی بزرگوار موضوع خیلی خوبی انتخاب کردید ” ضرورت اولویت بندی” . در نوشتن مطلب شروع خوب و کنجکاو کننده ایی داشتیید. به نظر من تا آخر هفته مطلب بی نظیری خواهد شد. حتما مطالب دیگر شما را هم میخوانم. موفق و موید باشید دوست من

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن