فیلم

جهان با من برقص

در ایرانِ خودمان رسم نیست که تماشاگران، هرجای فیلم که احساس کردند داستانی که بر پرده می‌رود ارزش دیدن و وقت گذاشتن ندارد و یا مغایر با سلیقه‌ی فرهنگی و هنری‌شان است سالن را ترک کنند؛ برای فیلم‌سازان خارجی، اما، این که بتوانند مخاطب را تا پایان فیلم روی صندلی نگه دارند، پله‌ی اول موفقیت است. آن‌ها زمانی موفقیت عظیم خود را جشن می‌گیرند که ذهن بیننده پس از فیلم هنوز درگیر داستان باشد.

به نظرم با چنین معیاری، سروش صحت در اولین سینمایی‌اش موفق عمل کرده؛ چون ما پس از فیلم، به اندازه‌ی یک سانس سینما با یکدیگر صحبت کردیم و ذهن من هنوز هم با برخی مفاهیم آن درگیر است.

“جهان با من برقص” روایتی است از مسئله‌ی بحث‌برانگیز، مرموز و البته تلخِ مرگ، که سروش صحت سعی کرده با زیرکی و طنزی لطیف از تلخی آن بکاهد تا تو بتوانی درحالی‌که واقعیتِ موجودِ نزدیکیِ مرگ به جهان را در پشت پرده‌ی ذهنت داری، به راحتی بخندی.

مفاهیمی که تو را به فکر وادار می‌کند، برخی نقدهای به جای فرهنگی و طنزهای خوبِ موقعیت، باعث می‌شود بتوانی از کنار آلودگیِ کمِ این فیلم که این روزها دامان سینمای ما را گرفته با اغماض عبور کنی.

از تلنگرهای باارزش”جهان با من برقص” می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. چقدر خودمان و هویتمان از دارایی‌هایمان جداست؟ آیا ما هم همان ماشین و خانه و کارخانه‌مان هستیم؟ اگر در زمستانی همه‌ی برگ‌های درخت زندگیمان خشک شود و بریزد، چیزی به نام ریشه وجود دارد تا _جدای از توان برگرداندن طراوت و سرسبزی به درخت_ احساس نیستی و پوچی نکنیم؟
  2. شاید همه‌ی ما این فرصت را نداشته باشیم که از چند ماه قبل صدای ناقوسِ مرگِ خود را بشنویم. اما اگر جزو آن دسته باشیم بعد از جنگیدن با خود، دیگران و دنیا و بالاخره پذیرفتن واقعیت، چه می‌کنیم؟ به چه می‌اندیشیم؟ چه چیزهایی برایمان مهم می‌شوند؟ چه مسائلی رنگ می‌بازند؟ وقتمان را بیشتر چگونه می‌گذرانیم؟ اصلا شاید بد نباشد گاهی در نقشِ “جهان” فرو رفته و خود را نزدیک خط پایان تصور کنیم. چه بسا این تصور بتواند کمک شایانی به پالایشِ اهداف و اولویت هایمان بکند.
  3. زنگ پایان گاه خیلی ناگهانی به صدا درمی‌آید، درست لحظه‌ای که انتظارش را نداریم.
  4. خودمان را زیاد هم جدی نگیریم. با رفتن ما، چرخ دنیا هنوز با همان سرعت می‌چرخد، نه حتی ذره‌ای آهسته‌تر.
  5. نوازنده‌هایی که در فیلم در قالب فانتزی‌های سروش صحت دیده می‌شوند، شاید نشان از ندای جهان است برای ما که جهانی درونمان خلاصه شده. چقدر گوش و چشممان به روی آن باز است؟ صدایش را می‌شنویم؟ دعوتش را پاسخ می‌دهیم؟

جهان با هر تپشش به ما می‌گوید: “با من برقص”.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of
همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن