یادداشت

فقط ده دقیقه

پس از مدتها، امروز کلیات سعدی را از قفسه بیرون کشیدم و روی میز گذاشتم تا هر روز کمی از آن را مزه‌مزه کنم. بخش اول کتاب، گلستان بود که چند ماه پیش با تکنیک ساده‌ای خوانده بودم.

تکنیک فقط ده دقیقه

بر اساس این تکنیک، خود را وادار می‌کردم که هر روز فقط ده دقیقه گلستان سعدی بخوانم. این ده دقیقه دو فایده داشت. اول اینکه آنقدر زمان کوتاهی بود که راه را بر هر بهانه‌ای ببندد و دوم اینکه این حداقل زمان بود. گاهی پیش می‌آمد که غرق رنگ و بوی گل‌های گلستان می‌شدم و می‌دیدم زمان بیشتری گذشته است.

پس از پایان گلستان در اینستاگرام نوشته بودم:

روزی که تصمیم گرفتم گلستان سعدی را بخوانم، به نظرم کار سخت، طولانی و خسته‌کننده‌ای آمد. با تکنیک زمان‌های ده دقیقه‌ای شروع کردم. ده دقیقه چیزی نبود که به چانه‌زنی و انجام ندادنش بیارزد، پس پیوسته پیش رفتم و در کم‌تر از سه ماه گلستان سعدی را تمام کردم. این روش یعنی «تداوم داشتن در بازۀ زمانی به‌نسبت طولانی» یا به قول قدما «آهسته و پیوسته پیش رفتن» یکی از راه‌کارهای مهم و کاربردی در انجام کارهاست.

این روش برای برخی از مسائل راهگشا نیست. همۀ ما پرونده‌های نیمه‌بازی در ذهن داریم که به تمرکز نیاز دارند، بهترین راه برای بستن این پرونده‌ها تعیین مهلت پایان «Deadline» و تمرکزی روزانه سه چهار ساعته است. با این رویه در مدت زمانی کوتاه می‌توان پروژه‌ها را به سر منزل مقصول رساند.

با بهره‌گیری از این دو راه (تداوم و تمرکز) می‌توان برنامه‌ای برای رسیدن به اهداف تدوین کرد. فقط می‌ماند دو مساله: یکی تشخیص این‌که برای هر هدف کدام راه را انتخاب کنیم و دیگری اینکه همت کنیم و به برنامه‌ریزی‌مان پایبند باشیم.

 

حالا تصمیم گرفته‌ام بوستان را نیز با همین روش بخوانم.

اگر فراموش نکنم می‌خواهم این ده دقیقه‌ها را تا ابد ادامه بدهم. بعد از سعدی، به سراغ حافظ، خیام، عطار، مولانا، نیما، سهراب، اخوان، فروغ، پابلو نرودا، شیمبوروسکا، ریلکه، غاده السمان، نزار قبانی، بوکوفسکی، ناظم حکمت و … بروم.

به نظرم شعر، فارغ از اینکه تعلق خاطری به ادبیات داشته باشی یا نه، از وزن و عروض چیزی بدانی یا نه، به‌خودی خود راه ساده‌ای برای صفا دادن روح و لذت بردن در عین رشد کردن است.

سه بیت زیر، بخشی از یک حکایت از باب دوم گلستان سعدی است که چندی است روی دیوار اتاقم نشسته است. برخی از این اشعار و حکایات به قدری تازه‌اند که گویی جناب سعدی همین امروز صبح پس از بیدار شدن از خواب و کمی آزادنویسی، حین نوشیدن قهوه آن‌ها را سرائیده‌اند.

 

گفتِ عالِم به گوش جان بشنو               ور نماند به گفتنش کردار

باطل است آنچه مدعی گوید                خفته را خفته کی کند بیدار

مرد باید که گیرد اندر گوش                   ور نوشته است پند بر دیوار

 

تکنیک فقط ده دقیقه، شوخی کوچکی است که _اگر جدی گرفته شود_ می‌تواند به کارهای بزرگ و مهمی ختم شود.

 

 

سوال روز:

«آخرین باری که کاری را برای اولین بار انجام دادی کی بوده؟»

پرسیدن سوالاتی از این دست می‌تواند ابزار مناسبی برای به چالش کشیدن ذهن و بهانه‌ی خوبی برای نوشتن باشد.

انگشتانم روی کیبورد منتظر پاسخی بود که از ذهن مخابره شود و ذهن همچنان مشغول کندوکاو در گذشته بود.

ناگهان به یاد ویدئویی از شاهین کلانتری افتادم که در آن به ستایش تکرار پرداخته و از خرد تکرار به‌عنوان عامل ایجاد تمایز و موفقیت نام برده بود.

به خودم گفتم مرز باریکی است، مرز میان تنوع و تکرار، و رعایت تعادل میان آن دو بسی دشوار.

ما به هر دو نیاز داریم:

شور و شعف و لذت حاصل از شروع امری نو

و درک عمق چیزی به‌واسطۀ تکرار.

اولی با خلق تجربه‌های جدید ما را به چالش کشیده و کمک می‌کند تا پای‌مان را از منطقه‌ی امن‌مان فراتر بگذاریم. و دومی به توانمندی‌های موجود عمق بخشیده و با تقویت مهارت منجر به تبحر و چیره‌دستی می‌شود.

گویی هر یک از ما خلق شده‌ایم تا در سرزمین وجودمان، چاه خود را حفر و به اندازۀ وسع‌مان (بخوانید تلاش‌مان) از آن برداشت کنیم.

امتحان زمینه‌های جدید، عرض این چاه و تکرار درست و سنجیده‌ی توانمندی‌های موجود، عمق آن است و برداشت ما از درون‌مان تابعی از هر دو عامل.

 

بالاخره چیزهایی پسِ ذهنم رنگ می‌گیرند:

دو هفته پیش: اولین باری که مطلبی از من در سایت معتبری (مدرسه نویسندگی) منتشر شد.

شش ماه پیش: اولین وبیناری که برگزار کردم.

ده ماه پیش: اولین باری که علی‌رغم سندرم تنفر از صدای خویش، پادکستی را ضبط و منتشر کردم.

یک سال پیش: اولین کتاب الترونیکی‌ای که نوشتم.

دو سال پیش: اولین باری که زیپ‌لاین را تجربه کردم.

و آخرین بار شاید دیروز باشد که برای اولین بار در یک ورک‌شاپ آنلاین درباره خودشناسی، خودسازی و اصلاح باور (در راستای کلمۀ سال جدید) ثبت‌نام کردم. (این دورۀ سه ماهه از فردا شروع می‌شود.)

 

شما آخرین باری که کاری را برای اولین بار انجام داده‌اید کی بوده؟

از کجا آمد؟

یادداشت امروز حاصل به کار بردن از فرمول زیر است:

استفادۀ صحیح از فضای مجازی (سوال در استوری یک پیج خوب دیدم) + پانزده دقیقه پیاده‌روی (در پذیرایی خانه) + پانزده دقیقه آزادنویسی

مقادیر ذکر شده در این فرمول قابل تغییر است.

نوشته های مشابه

2
دیدگاه بگذارید

avatar
1 Comment threads
1 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 Comment authors
negahedobareبهاره نوری Recent comment authors
  Subscribe  
newest oldest most voted
Notify of
بهاره نوری
Guest

عالیه من هم در جهت اهدافم خودم رو وادار به مطالعه می کنم

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن