فیلم

مارتین ایدن

مارتین ایدن (2019) یک فیلم ایتالیایی فرانسوی است که بر اساس رمانی با همین نام از جک لندن ساخته شده. رمانی که نویسنده در پرورش شخصیت اصلی آن از تجربه‌های زندگی خود الهام گرفته است.

داستان از اینجا شروع می‌شود که مارتین، پسر جوانی را از یک دعوای خیابانی نجات می‌دهد و به خانه‌ی آنها راه می‌یابد. در آنجا با دختر این خانواده‌ی ثروتمند (النا) آشنا می‌شود.

این آشنایی که از جنس عشق، ادبیات و هنر (نقاشی و موسیقی) است او را که از طبقه‌ی کارگر بوده و سال‌هاست از تحصیل باز مانده، به دنیای دیگری وارد می‌کند.

پس از آن، مارتین با کمک و تشویق النا شروع به خواندن و نوشتن کرده و پا در مسیر نویسندگی می‌گذارد.

او به دنبال موفقیت و تحقق رویاهای خود است تا با کوچ از طبقه‌ی کارگری به طبقه‌ی سرمایه‌داری، بتواند به معشوق برسد.

اما کم‌کم با خواندن آثار هربرت اسپنسر و آشنایی با شخصیتی به نام روس بریسندن خط فکری‌اش تغییر کرده و از طبقه‌ی دختر دلخواهش دور می‌شود.

فیلم را می‌توان از جنبه‌های گوناگونِ سیاسی، فرهنگی، هنری، اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد که پیشنهاد می‌کنم اگر علاقه دارید حتماً نگاهی به فیلم مارتن ایدن را مطالعه کنید. در قسمتی از این متن می‌خوانیم که «با غور در لایه‌های عمیق‌تر فیلم درمی‌یابیم مارتین ایدن که از چنگ تمام نحله‌های سیاسی روز همچون سرمایه‌داری، سوسیالیسم و لیبرالیسم گریخته و خود را فردگرا می‌نامد، در پایان با زندگی در طبقه‌ی سرمایه‌داری که آن را به سختی و با تحمل مشقات فراوان در راه نویسندگی کسب کرده، آن را سرابی بیش نمی‌یابد.»

 

از سایر ابعاد زندگی مارتین ایدن که بگذریم، او در نهایت به رویای خود در نوشتن دست یافت و توانست با نویسندگی به شهرت، اعتبار و ثروت برسد.

در واقع این فیلم داستان یک نویسنده‌ی خودآموخته است که با پشتکار و تلاش وصف‌ناپذیری به موفقیت می‌رسد.

حتی از برخی از دیالوگ‌های فیلم می‌توان فرمولی برای نویسنده شدن استخراج کرد:
“مطالعه می‌کنم مثل یک ماهی سیری‌ناپذیر.”
“کلمات جدید را یادداشت می‌کنم، آنها را به دوستانم تبدیل می‌کنم و با آنها زندگی می‌کنم.”
“اولین‌باری که تلاش کردم بنویسم چیزی نداشتم که راجع به آن بنویسم، ولی حالا که دایره لغاتم را بهتر کردم فهمیده‌ام تجربه‌ام بیش از چند عکس ساده بود…”
“چیزهایی که نوشتم را قبلا هیچ کس دوست نداشت، اما حالا مهم شدند.”
و …

 

پس اگر اهل قلم زدن هستید، تماشای این فیلم را از دست ندهید،

و اگر راه زندگی‌تان از نوشتن جداست، باز هم مارتین ایدن را ببینید و لذت ببرید.

 

به نظرم فیلمی ارزش دیدن دارد که چیزی از خودش درون ما جا بگذارد. نقشی، تصویری، جمله‌ای، رفتاری، کنشی، واکنشی؛ چیزی که بتوانیم ساعت‌ها، روزها و حتی سال‌ها با آن زندگی کنیم. تکرارِ عبارت “بازگشت به فرستنده” (روی پاکت‌هایی که مارتین نوشته‌هایش را برای مجله‌ها و ناشران می‌فرستاد) و بها ندادن مارتین به آن و ادامه دادن تا رسیدن به هدف همان چیزی است که از این فیلم در من جا ماند و امیدوارم هیچ‌گاه از وجودم رخت بر نبندد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of
همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن